موج و من

              

دیروز نزدیک سه ساعت فقط  به بازی دریا و موجا و ابرا نگاه میکردم ؛

 

موجا پشت سر هم و بدون وقفه از سر و کول هم بالا میرفتن ؛

 

بدون اینکه خسته بشن ، حتی یه آنتراک کوچیک هم نمیخواستن!

 

ابرا تیکه تیکه بودن ،  همشون کوچولو  ،همشون به رنگ سفید ؛

 

یواش یواش به هم نزدیک شدن ، به هم چسبیدن ، خیلی بزرگ شدن ،

 

هوا که آروم آروم تاریک میشد ، رنگ ابرا هم از سفیدی به تیرگی میرفت ،

 

طوری که دم غروب تیره ی تیره شده بودن ، بعدشم با هم شروع کردن به باریدن ،

 

انگار میخواستن موجای دریا اونا رو مهمون کنن و موجا هم به خوبی اونا را پذیرا بودن ؛

 

هوا تاریکه تاریک شده بود .... موجا هنوزم بدون خستگی داشتن ورجه وورجه میکردن !

 

داشتم فکر میکردم اگه ما هم اینهمه انرژی مثبت داشتیم  ، ...... !!!!

 

وقتی توی آب راه میرفتم به برخورد عجیبه موجا پی بردم!

 

وقتی عقب میکشیدم ، موجا خیلی آروم به پیشوازم مییومدن ،

 

تا یککمی جو منو میگرفت و جلوتر میرفتم ، خیلی خشن!! پیشواز که نمیشه گفت ، هجوم مییاوردن.

 

و من احساس کردم  که میخوان یه چیزی حالیم کنن....

 

میخوان بگن :

 

 " پدرام همیشه دور وایسا که آروم بیایم پیشوازت ،

 

وقتی زیادی به ما نزدیک شی ، .... همینه که دیدی ! دیگه محترم نیستی ،

 

خیلی راحت هرجور که دلمون بخواد باهات برخورد میکنیم .برامون هم مهم نیست به چه قیمتی ؟! »

.

.

/ 63 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم دريايی

سلام آقا پدرام.ممنونم از اينکه به وبلاگم سر زديد. ولی به نظر من دوستی بی ارزش نميشه اگر حتی هیچکس ارزش آنرا درک نکنه (که اينطور نيست) باز هم ارزش خودش را دارد.شاد باشی.

فانی

سلام پدرام جون ممنون که سر زدی اين متنتم خيتی زيبا بود بازم به من سر بزن منتظرتم تا بعد بابای

رضا

سلام پدرام جان ممنون که به وبلاگم اومدی اومدم بازديدتو پس بدم مجذوب سليقت شدم دست گلت درد نکنه خيلی وبلاگت قشنگه همه چيزش همخونی داره موفق باشی خوشحال ميشم بازم بهم سر بزنی

نازنين.تنها

سلام مهربون..ممنون از حضور گرمت باعث دلگرميم شدی ..بازم می گم وبت خيلی زيباست ..شاد باشی

غزل

سلام دوست من. ممنون که به من سر زديد . وقتی وارد وبلاگ شما شدم عسک اين سگ اولين چيزی بود که توجهم را جلب کرد. و گلی که در دهان دارد. سگ مظهر وفاست. بهترين مثال برای وفا سگ است. کاش آدم ها از حيوانات می آموختند/. وفا از سگ. نجابت از اسب که در وبلاگ شما می دود . آری

sahar

عذری بنه ای دل که تو درويشی و او را / در مملکت حسن ، سر تاج وری بود ....

sahar

يه روزی .... يه وقت ... یه جايی .... خدا رو چه ديدی .... شايد ...

sahar

و اون جمله آخر ..... هنوزم هستن کسايی که دوستی بيشتر از اين واسشون ارزش داشته باشه ...

زهرا

سلام...وبلاگتون خيلی قشنگه...ممنون که به من سر زديد...موفق باشيد...راستی با تبادل لينک موافقين...خداحافظ...

بهونه

سلام . مر۳۰ از اينکه سر زدين. بازم پيشم بياين . در زمانيکه وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نايابی دور چشمانه پاک شقايقها عابر بی عاطفه ی غم جاريست به چه کسی بايد گفت: با تو انسانم و خوشبخت ترين