وقتي

              Beautiful_Eyes_by_karmapolice59.jpg

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره
وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي
 
وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته
وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه
وقتي جايي نشستي که کنارت خالي بود به ياد بيار کسي رو که توي اغوشت جا ميگرفت

 وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد
وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ممنونم از همه دوستان كه تو اين مدت كه من نبودم منو از ياد نبردن دوباره قسمت شد تا

 بعد از چيزي حدود ۳ ماه در خدمت شما باشم

/ 40 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

سلام اومدم هم بهت سری بزنم هم اين که ادرس جديد وبلاگمو بهت بدم که اونجا هم بهم سر بزنی موفق باشی

......

مرا انكار كردی گله ای ندارم فرمان رفتن دادی رفتم سلام وبلاگ تو اولین وبلاگی بود که من دوسش داشتم اولین وبلاگی هم بود که لینکش کردم ولی نمیتونستم سر بزنم چون همیشه بغض میکردم..... حالا شما وبلاگ منو قابل ندونستین و پاکش کردین خیالی نیست..... هنوزم وبلاگتون برای من بهترینه...... موفق باشی

روژين

در نهفته ترين باغ ها دستم ميوه چيد و اينك شاخه نزديك از سر انگشتم پروا مكن بي تابي انگشتانم شور ربايش نيست عطش آشنايي است درخشش ميوه درخشان تر وسوسه چيدن در فراموشي دستم پوسپنهان ترين سنگ سايه اش رابه پايم ريخت و من شاخه نزديك از آب گذشتم از سايه به در رفتم رفتم غرورم ر بر ستيغ عقاب شكستم و اينك در خميدگي فروتني به پاي تو مانده ام خم شو شاخه نزديك

فانی (مهتاب)

سلام پدرام جان اين چندمين باره که برات اف می ذارم ولی شما ................ خوشحال می شم به منم سر بزنيد بای

سکوت سايه ها

سلام آقا پدرام...خوب هستيد؟؟؟بابا ايول عجب وبی داری...مخصوصا آهنگ خيلی زيبايی داره...ميبينم که تو هم مثل من عاشقی ولی کسی درکمون نميکنه...اشکالی نداره يه روزی بلاخره ميفهمند که ما هم عاشقيم...خب آقا پدرام وشحال ميشويم به ما هم سر بزن...فعلا خداحافظ

مهسا

چقدر دوست داشتم ديگران حرفهايم را بفهمند . چقدردوست داشتم نگاه ام را درک کنند. چقدر دلم مي خواست يک نفر بگوييد چرا لبخند هاي تو اينقدر بي رنگ است. اما کسي نبود....؟؟ هميشه من بودم و تنهايی.....................

hadis

خيلی قشنگه و خيلی نا اميدانه اميدوارم موفق باشی به منم يه سری بزن خيلی خوشحال می شم

حميده

سلام حالت خوبه ؟ نمی دونستم آپ کردی همين جوری امدم يه سری بزنم ديدم آپ کردی . هر جا که هستی موفق هستی

گنج غزل

پدرام جان هميشه به یادت بودم وقتی دلم میشکست تو را یاد میکردم چون سنگ صبورم تو بودی و خانم مریم حیدرزاده هر دوتون حقیقتا ائینه صبوری هستین در بین عاشقان

نازنين

اگرچه ديگر هيچ چيز نمی تواند شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند ولی بايد صبور بود و به آنچه که بر جای مانده است اميد بست. من اتفاقی به وبلاگ شما رسيدم باورم نمی شه همچين وبلاگی پيدا کردم.