میخوام از خدا بگم

 

میخوام از خدا بگم
نمیدونم چی بگم
از چی یا از کی بگم
از یکی بود نبودای قصه ها
از دلایی که با او خالی میشن ز غصه ها
از دلای نا امید
که تو اوج نا امیدی به خدا دارن امید
از پاییزبرگایی که ریخته تو کوچه
از فراوانی روزی ، تو کوچه پس کوچهء لونهء مورچه
از شگفتیای خلقت بشر:
بیست و پنج هزار میلیارد گلبول، توی خون هر نفر !
ریه های پر ز حفره ، جمعا سیصدو پنجاه میلی یون !
حفره های پنج سانتی توی هر کلیه ، همه کنار هم دویست میلیون !
و عجیب تر ازهمه:
پانصد و شصت میلیون متر، رگای پر زخون !
آدما ! اینها همه نشان چیست؟
چهارده میلیارد یاخته توی مغز، نگویید تصادفیست

میخوام از خدا بگم
نمیدونم چی بگم
از چی یا از کی بگم
ای خدا ! جز خود تو به کی بگم؟
که دلم میخواد بشم عاشق تو
مثل چرخش الکترونها دور هسته اتم
دوست دارم تمام عمرم رو بگردم دور تو
ای خدا قسم میدم تو رو : به هر کی یا به هرچی دوست داری
توی این روز خدا
شادی رو نکن زدلهامون جدا
حاجت تموم آدمها رو هم ، چه خوب چه بد ، بکن روا

 

-------

یادش بخیر... چقدر زود میگذره... باورم نمیشه این بلاگو 8 سال پیش درست کردم و شروع به نوشتن کردم.... 13 آذر 1384... پیر شدی پدرام.... پیر ...

 

/ 87 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

خدایا....... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............ یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان............. یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................

سایه

خدایا....... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............ یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان............. یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................

سایه

تولد تولد تولدم مبارک داداش تولدمو تبریک بگو شب یلدا تولدمه

سوگل

آخی چرااینقدروبتون غمگینه سوگل اگه بخوادغصه بخوره ازهمه دنیاغمگین ترباشه [گل]

mona

سلام خوبی . وایییییییییییی من از وبت هیچی نفهمیدم پستات چرا اینجورین اول که میایی تو وبت نوشته یونانیه بعدش باید بزنی فارسی بشه سخته[وحشتناک] ولی پستاتو خوندم خیلی قشنگ بودن خدا رحمتش کنه ایشالله باقی عمره شما باشه [قلب]

بانو و زندگی

وزگارا: تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست، گرچه دلگیرتر از دیروزم، گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد...! شرمنده بابت تاخیرم http://setareheshab.blogfa.com/

سارا

دلم کمی خدا می خواهد ...کمی سکوت...کمی آخرت...دلم دل بریدن می خواهد...کمی اشک...کمی آغوش آسمانی...دلم یک کوچه می خواهد بی بن بست !!و یک خدا تا کمی با هم قدم بزنیم!!فقط همین!! [گل]

زهرا

غمگینم همانند دلقکی که برروی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با معشوقش به او می خندند[گریه]

عاطی

مرسی بهم سرزدی[قلب]

بی قرار

خـــــــدایا نمیدانـــــم چـــه رازی در کلمــــه ی دوســــتت دارم است! هرکـــــس میشنود بــــــی وفاتــر میـشود و هرکـــــه میگوید عاشق تـــر!!!